|
|
|
|
|
اين روزها که هواي ايران هنوز رنگ بهاري به خودش نگرفته و همچنان سرد است، تابستان مردادماهي در هندوستان شروع شده است. به راحتي مي توان پنجره هاي باز خانه ها را ديد که پنکه هاي سقفي در آنان مي چرخد يا صداي کولرگازي هايي که شروع به کار کرده اند نيز به گوش مي رسد. اين روزها بيشتر خانم هاي هندي شال هاي حرير و رنگي شان را روي صورت و دست هايشان مي اندازند تا از تابش سوزان خورشيد در امان بمانند؛ نسل جوان تر اما از چترهاي رنگي استفاده مي کنند. انگار خورشيد و گرماي آن در زندگي و فرهنگ هندي ها نقش اساسي ايفا کرده و در سبک معماري خانه هايشان نيز به وضوح ديده مي شود و آدم را به ياد نظريات جامعه شناسي ابن خلدون مي اندازد. شايد براي همين است که هندي ها برعکس آن چيزي که ما در ايران داريم همه پنجره هايي کوچک و خانه هايي بي نور دارند. راستش تمام اين مقدمات را گفتم تا ماجرايي جالب را تعريف کنم. در ابتداي اين سفر که هنوز جايي را براي اسکان دائم پيدا نکرده بوديم به هتل دانشگاه رفتيم. اگر در هند سفر کرده باشي آن هم زمستان، مي داني که، آب گرم کن برقي يکي از مهم ترين چيزهاست. اما در هيچ کدام از اتاق هاي هتل چنين چيزي ديده نمي شد. کارگر هتل که ساعت سه صبح بي خواب شده بود و نمي فهميد چرا ما داريم همه اتاق هاي خالي را چک مي کنيم با تعجب به ما نگاه مي کرد. تا اينکه با زبان هندي دست و پا شکسته بهش گفتيم آب گرم نداريد؟ لبخندي زد و ما را به لابي هتل برد و تابلويي را نشان مان داد. آنجا نوشته بود؛ «سيستم گرم کننده اين مکان با استفاده از انرژي خورشيدي تامين مي شود». روزهاي آتي دقيق تر که شدم ديدم چراغ هاي خياباني و حتي چراغ هاي راهنمايي رانندگي نيز با استفاده از انرژي خورشيدي کار مي کنند. بعدها دانستم هندي ها چندين سال است که از انرژي خورشيدي حتي در خانه هايشان نيز استفاده مي کنند. هرچند مشکلات هزينه يي و نگهداري از اين امکانات خيلي از آنان را منصرف مي کند. اما دولت با حمايت بخش خصوصي، مردم را به استفاده از انرژي خورشيدي تشويق مي کند و معتقد است؛ «قدر آنچه داريم را بدانيم، زيرا کسي از فردا خبر ندارد.»
چاپ شده در روزنامه اعتماد
دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:21 توسط پاکسیما
|
|
||