|
|
|
|
|
اعتصاب بی اعتصاب
![]() همه چيز برمي گردد به زماني که کارکنان شرکت نفت هندوستان براي افزايش حقوق خود دست به اعتصاب چندروزه زدند و بالاخره با تهديد دولت آن را به اتمام رساندند. البته چنين اعتصاباتي در هند معمول است. يادم مي آيد چندين بار پيش آمد که به دانشگاه رفتم و بعد از کلي گشتن در قفسه هاي کتاب چيزي را که مي خواستم پيدا کردم. خوشحال از پله هاي مارپيچي پايين آمدم و کتاب ها را با غرور روي پيشخوان گذاشتم تا آنها را ببرم و با خيالي راحت بخوانم اما کتابدار گفت امروز هيچ کتابي بيرون داده نمي شود چون اعتصاب است و تا سه روز هم ادامه دارد. يک بار ديگر هم تمامي اتوريکشايي هاي دهلي اعتصاب کرده بودند. دوستم مريض بود و بايد او را به بيمارستان مي رسانديم اما هيچ کس ما را نمي برد و يکي از راننده ها که حال زار دوستم را ديده بود، گفت اگر ببينند مسافر دارم برايم بد مي شود، تنها کاري که کرد به تاکسي زنگ زد و ما به بيمارستان رفتيم.
ماجراي بنزين و اعتصاب کارکنان هم چيزي است در همين حدود اما با اهميتي بيشتر. اولين نشانه هاي آن به وجود آمدن صف هاي طولاني در پمپ بنزين ها بود و به گوش رسيدن صداي بوق ماشين ها (که البته در هند چيزي عادي است) همچنين داد و فرياد مردم در انتظار بنزين هم در اين ميان وجود داشت. هرچند تصور چنين صف هاي طولاني براي ما ايرانيان کاري است آسان، چون بعد از جيره بندي کردن بنزين همواره شاهدش بوديم با اين تفاوت که اعتصابي در کار نبود و بعد از برخي اعتراضات در ابتداي کار همه چيز عادي شد، حتي صف ها و انتظارهاي طولاني مدت. بماند که در اين ميان به خاطر قطعي برق، کار پمپ بنزين ها نيز متوقف مي شد و آن همه انتظار نتيجه يي در بر نداشت. حتي فروختن بنزين آزاد، پيدا شدن بازار دلالي بنزين، کارت دزدي و افزايش چند برابري قيمت بنزين هم عادي شد و ديگر چه نيازي به اعتصاب و اعتراض وجود داشت؟ چون در نهايت همه چيز تبديل شد به عادات روزمره زندگي. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 20:29 توسط پاکسیما
|
|
||